خطايى ، على اكبر
324
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
ميان در نتواند آمد مگر از چهار دروازه كه بر چهار طرف آن مربّع گذاشتهاند ، و ميان آن فضائى بزرگ ، و در ميان فضا دكانى 90 بلند ساخته مقدار يك جريب و خيمهء بزرگ دو تيرهء خطائى 91 در پيش 92 زده مثل شاهنشينى دامنها برداشته و تالارى از چوب و سايبانها چنانچه يك جريب تمام سايه بود و در زير دو تيرهء بزرگ 93 صندلى داجى نهاده ، از چپ و راست صندليهاى ديگر و ايلچيان بر جانب چپ و امراء خطا بر طرف راست نشستند ، و پيش ايشان تعظيم طرف چپ زياده از طرف راست است ، مصراع : « كه شاه عادل دل در بدن بود سوى چپ » . و پيش هريك از ايلچيان و امراء دو شيره نهادند در يكى گوشت پخته و قاز و مرغ و ميوههاى خشك خطائى ، و در يكى كليچه و نانهاى خوب و نخلى 94 از كا [ غذ ] و ابريشم بغايت خوشنما 95 . و در پيش باقى مردم هريك شيرهاى بود 96 ، و در برابر كوركهء پادشاهى كه بر مقامى بلند 97 بود خمها و خمرههاى چينى و صراحيهاى خرد و بزرگ چينى و نقره 98 . و در چپ 99 و راست كوركه مطربان ايستاده ياتوغن 100 و كمانچه و پييه 101 ونى دو نوع كه در سر و پهلو نفس كنند 102 و تنبك 103 و موسيقار و طبل دو روى بر سر سه پايه نهاده 104 و صنج و چهارپاره و دهل همه را به اصول و نوا درآوردند 105 ، و پسران صاحب جمال سرخى و سفيده 106 ماليده و بسان دختران مرواريدها در گوش كشيده 107 بازيگريها 108 كردند كه ، مصراع : « مثل آن در زمانه نتوان ديد » . و ازين فضاى گشاده تا چهار دروازه 109 مردان جيباپوش نيزهها در دست از دو طرف راه ايستاده پاى از پاى برنمىدارند 110 ، و يساول حاجت نيست 111 و مردم را در محلّ مناسب نشانده و كاسه داشته قوش 112 و قراو دادند و خوردند . امير دوسون حاكم ديوان كاسه داشت 113 و صندوق نخلبندى با او مىبردند . هركه را كاسه دادند 114 شاخچهء نخلبندى بر سر دستار او زده مجلس را گلستانى ساخت . و بازيگران از كاغذ 115 مقوى صورت 116 جانوران ساخته بر روى بسته بودند و بهيچوجه روى و گوش ايشان نمىنمود 117 و بر اصول خطائيان رقص مىكردند . و پسران همچون آفتاب صراحيهاى شراب ناب 118 در دست ايستاده و بعضى طبقهاى نقل بر كف 119 از فندق 120 و عنّاب و چهار مغز و شاه بلوط مقشر و ليمو و سير و پياز در سركه پرورده و ترّههاى 121 ديگر و خربزهء بريده و هندوانهء 122 بريده در طبقى خانه خانه